قسمت ۱ #ماه_خاموش

ماه خاموش

قسمت ۱

دزیره :

خسته و کلافه از فروشگاه زدم ‌بیرون .

امشب خیلی شلوغ بود و کوین ازم خواسته بود بیشتر بمونم و کمک کنم .

منم دیدم بهتر از تنهایی خونه بودنه و موندم .

هرچند تا ساعت پایان کار فروشگاه ۲ ساعت مونده بود اما من چون خسته بودم تا آخر نموندم

شروع به قدم زدن بسمت خونه تو خیابونای تاریک و سرد شیکاگو کردم.

حس کردم تنها نیستم

صدای قدمهایی که به سمتم میومد نگرانم کردو برگشتم

مرد مرتبی با کت و شلوار فرم میومد سمتم

به من که رسید ایستادو گفت

– خانم …

– بله؟

– آقای مکندی میخواستن شمارو ببینن.

چنین کسیو نمیشناختم . شاید از مشتری های فروشگاه بود. برای همین گفتم

– من ایشونو نمیشناسم اگه از مشتریان هستن فردا میتونم تو فروشگاه ببینمشون

اینو گفتمو سریع به راه خودم ادامه دادم

اما اون مرد پشت سرم اومدو گفت

– لطفا صبر کنین . شما ایشونو میشناسین

– فردا آقای محترم…

هنوز حرفم تموم نشده بود که لیموزین مشکی رنگی به سمتمون اومد .

متعجب نگاه کردم

جلوی ما ایستاد

شیشه لیموزین پایین رفت

مرد میانسالی با سیگار برگ کنار لبش به من نگاه کرد

درست مثل فیلم های قدیمی

 

6 دیدگاه

  • کیانا / شهریور ۱۸, ۱۳۹۶ در تاریخ ۳:۳۷ ق.ظ

    خیلی عالیه

    پاسخ دادن
  • Jupiter / مهر ۱۷, ۱۳۹۶ در تاریخ ۳:۱۴ ب.ظ

    👌😊عالی

    پاسخ دادن
  • fari / آبان ۱۷, ۱۳۹۶ در تاریخ ۱:۵۵ ب.ظ

    سلام ۳۰۰ قسمت اول به صورت ۱۰۰ قسمتی و فایل قابل دریافت بود چرا برای ۱۰۰ قسمت بعدی این کار رو نکردید؟

    پاسخ دادن
    • AdminP / آبان ۱۷, ۱۳۹۶ در تاریخ ۱۰:۲۲ ب.ظ

      علاقه ای ندارن لابد . اگه بخوان میذارن

      پاسخ دادن
  • زهرا / آبان ۲۷, ۱۳۹۶ در تاریخ ۴:۲۲ ب.ظ

    سلام من لینک کانال رمان ماه خاموش رو میخوام منتهاکانالشون خصوصیه میشه لینک رو برام بفرستین؟ممنون میشم

    پاسخ دادن
    • AdminP / آبان ۳۰, ۱۳۹۶ در تاریخ ۱۱:۵۶ ق.ظ

      خصوصی نیست

      پاسخ دادن